داستان سریال
او از جهنم یک رابطه ویرانگر گریخته است؛ مادری جوان که حالا هیچ سلاحی جز عشق بی کران به فرزندش ندارد. در تقابل با دنیایی بی رحم و دست های خالی، او به تمیز کردن خانه های دیگران روی می آورد تا قطره قطره امید جمع کند. این داستان تنها روایت یک شغل نیست، بلکه جنگی نفس گیر برای بقاست؛ تلاشی ستودنی برای تأمین یک سقف امن و خلق آینده ای روشن در دل تاریکی مطلق. آیا اراده ی پولادین یک مادر می تواند سرنوشت را از نو بنویسد؟