داستان سریال
اعظم یوجداع که بعد از سال های طولانی از زندان آزاد شده، برای دوباره بدست آوردن چیزهایی که از دست داده مبارزه خواهد کرد. اعظم با وجود گذشته ی غم بارش، راز بزرگی که در سینه اش دارد و باری که روی دوشش است، شتابان به دنبال امید پیش میرود. آیا می تواند دانه های مرواریدی که از گردنبندِ پاره شده اش ریخته اند را دوباره جمع کند؟