داستان سریال
کایمان هیچ خاطره ای از گذشته اش ندارد؛ تنها چیزی که می داند این است که سر مارمولکی اش نتیجه ی نفرینی هولناک است. با همراهی نیکایدو، دوست قدرتمند و وفادارش، او شکار جادوگری را آغاز می کند که زندگی اش را به کابوس بدل کرده. اما در هول، شهری خشن و بی رحم که جادوگران و انسان ها در مرزی خونین با هم درگیرند، این مأموریت فقط یک انتقام ساده نیست؛ تهدیدی است که می تواند همه چیز را به آشوب بکشاند