داستان سریال
فردریک ترنچارد به عنوان نوه و وارث جیمز ترنچارد (یک تاجر بریتانیایی) بزرگ شده است، اما از حقیقت تلخ تولد خود بی خبر است. او حاصل رابطه ای میان سوزان (همسر اولیور ترنچارد) و جان بلاسیس (برادرزاده ی ارلِ بروکن هرست) است. این راز، که تنها سوزان و اولیور از آن آگاهند، ریشه ی نفرت عمیق اولیور نسبت به فردریک است. داستان در سال 1871 و در محله ی اعیان نشین بلگراویا در لندن می گذرد؛ جایی که فردریکِ ثروتمند در یک مهمانی مجلل با دختری تهیدست به نام کلارا دان آشنا می شود، به او دل می بازد و با او ازدواج می کند